کافه مامادو


اصل مطلب !!!
انکار چرا ؟؟؟ همیشه عاشق لحظه های آخرم که با هزار دلهره باید رفت سراغ اصل مطلب ...
یکسری مفاهیم وجود دارند که تا فیلسوف نباشی نمی توانی درک درستی از آنها داشته باشی ... در ک درست از وجود ، هستی ، مرگ و معاد ...
حالا تکلیف تو چیست که چ.س فیل هم نیستی چه برسد به فیلسوف ؟؟؟فکرت درگیر میشود و یک مدتی گرخیجه وصف ناشدنی میگیری و اگر شانس با تو یار بود برمیگردی به زندگی عادی سابق !!! اگر هم بدشانسی ات تا حدی است که حتی تو فنجان قهوه ات هم سایه بختک افتاده باشد که حسابت با کرام الکاتبین است و می افتی تو یک سیکل معیوب که پایانی ندارد ...
البت این فنجان قهوه را محض دور هم خوش بودن نوشتم و گرنه باید د ر ِ(درب ) دنیا یی که آینده را توی یک فنجان نقش می زنند گـل گرفت به کسر گاف !!!
حالا این همه صغری و کبری چیدن چه ربطی دارد به اصل مطلب ، تقریبا تو مایه های ربط یک چیزیست به شقیقه !!!
(چون اصولن مطلب بالا هیچ ربطی ندارد به مطلب پایین )
شاید تدارک یک مهاجرت را بینم ... البت از نوع مجازی ...
یعنی یک جورهایی با یک کوله پشتی از تجربه دوستان که در این کافه یافتم، پاسپورت بردست بروم یک گوشه بلاگستان و جور و پلاسم را ولو کنم و مثلن نام جعفرم را بکنم جف و زندگی خارجکی جدیدی را شروع کنم ... شاید
شاید هم یک کارهایی کردم که خودم هنوز نمی دانم ...
هر چه کنم و نکنم ، چاق سلامتی خواهم داشت با آنانکه خواندن وبلاگشان جزیی بود از کارهای روزانه ام ...
+نظرات تاییدی است

یکشنبه ٢٤ امرداد ۱۳۸٩ | ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ | مامادو | نظرات () |
Design By : nightSelect.com